<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گاه نوشت های یک جوان</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 07 Aug 2009 14:19:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شارلاتانیزم سنی نیوز و نسبت دادن بیانیه تبریک دروغین به حضرت آیت الله مکارم شیرازی</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; شارلاتانیزم سنی نیوز و نسبت دادن بیانیه ی تبریک دروغین به حضرت آیت الله مکارم شیرازی/ وقتی سنی نیوز با رسانه ی میلی رقابت می کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://www.gigaimage.com/images/9zao32wz6wt01j3q8y0.jpg&quot; border=0&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سایت سنی نیوز وابسته به اهل سنت سیستان و بلوچستان و از حامیان عبدالمالک ریگی در حرکتی زشت و بی سابقه به منظور وهن چهره ی مرجعیت دست به جعل نامه ای ساختگی از حضرت آیت الله مکارم شیرازی در تبریک به محمود احمدی نژاد زده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این سایت که ظاهرا با دولت کودتا روابط پشت پرده دارد با استفاده از فتوشاپ و به طرز کودکانه ای که از حاشیه های خاکستری عناوین دم خروس آن بیرون مانده و در تصویر جعلی ارائه شده از سوی این سایت می توانید این اشکالات را ملاحطه کنید اقدام به جعل و پخش این متن ساختگی نمود تا هنگام رسوایی دروغین بودن آن ،توجیه مسخره ای به عنوان حذف نامه از سایت رو ذکر کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.gigaimage.com/images/cpy4bmpey31ulezmfx2.jpg&quot; target=_blank&gt;تصویر ادعائی سنی نیوز&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.gigaimage.com/images/vmea30h31cugrldmq82r.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;تصویر یکی از پیامهای آیت الله مکارم شیرازی، تفاوت دو تصویر را مشاهده بفرمائید!&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;نکته ی جالب در پایین صفحه ی پیام ها آدرس دفتر ایشان ذکر شده و خطی در آنجا وجود ندارد اما در عکس منتشر از طرف سنی نیوز تنها یک خط سیاه در آن قسمت دیده می شود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جالب است که نامه ی ایشان قبل از آنکه به دست صدا و سیما و فارس برسد که گدایی چنین پیام هایی را می کنند و در صورت نشر حتی برای ثانیه ای هزاران بار از بخش های مختلف خبری آن را می خوانند بدست سایت سنی نیوز افتاده است! این سایت پس از رسوایی در کامنت های مرتبط با همان مطلب اشاره به نقل این خبر در دو سایت میزان و پیک ایران می کند تا حرف خود را اثبات کند و بگوید که تنها منبع آن نبوده است اما جالب است که با مراجعه به هردوی این سایت ها می بینیم که متن خبر نقل شده از سایت سنی نیوز می باشد و اینجا نیز پرده ی دیگری از امپراطوری دروغ را می بینیم!گویا دروغگویی و جعل و توهین دو صفت مشترکی است که گردانندگان سنی نیوز و دولت کودتا هر دو به آن دچار هستند و نقطه ی پیوند مناسبی برای ایشان می باشد. به نظر می رسد این حرکت کثیف در جهت وهن مرجعیت شیعه توسط این سایت وابسته به اهل سنت ریشه در کینه ای است که سال گذشته و در پی دعوت آیت الله مکارم شیرازی از مفتی اعظم اهل سنت عربستان برای مناظره ی علمی در جهت نمایش حقیقت و قضاوت مسلمانان در قبال حرکت تکفیریون سنی مذهب صورت می گیرد.در پی دعوت آیت الله مکارم ،مفتی اهل سنت ضمن آوردن بهانه های مختلف از انجام مناظره با ایشان سرباز زد و سایت سنی نیوز نیز در فحاشی رکیک که حتی باعث اعتراض معتدلین سنی شد به حمله به آیت الله مکارم شیرازی پرداخت. گفتنی است آیت الله مکارم شیرازی از جمله مراجعی بود که دو سال پیش از انتخابات مشروعیت دولت را زیر سوال برد و از پذیرش کلیه ی اعضای کابینه ی دولت نهم خودداری نمود و در دوران انتخابات نیز وقتی به ملاقات با احمدی نژاد اختصاص نداد و برعکس با میرحسین موسوی دیدار و از وی تجلیل نمود که این حرکت باعث خشم حامیان افراطی دولت نهم نیز شد. چندی پیش نیز ایشان با اشاره به لزوم آزادی زندانیان سیاسی و همچنین قانع کردن مردم و هشدار به ماندن آتش زیر خاکستر در پی سرکوب اعتراضات مردمی،طرح آشتی ملی را پیشنهاد دادند که در پی آن روزنامه ی کیهان و خبرگزاری فارس به حمله ی همه جانبه به ایشان و مفاد طرحشان پرداختند ، چندی پیش نیز ایشان با سخنرانی در صحن حرم رضوی با بیان صفات منافق،بر دروغگویی به عنوان یکی از مهمترین علائم نفاق تاکید نمودند و تعریض های متعددی به رییس دولت نهم زدند که نتیجه ی این تعریضات در استقبال سرد مردم مشهد از احمدی نژاد نمود یافت که فیلم آن توسط خبرگزاری های مختلف پخش گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; لازم است سایت های خبری در برابر این جعلیات هشیاری بیشتری را از خود نشان دهند و به بایکوت اینگونه رسانه ها که هدفی جز دشمنی با شیعه و مرجعیت تشیع ندارند بپردازند و در رسوا سازی آنها کوشا باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-------&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://hosseini360.wordpress.com/2009/08/10/sharlatanyzm-sunninews/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;لینک کمکی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://mowjcamp.com/article/id/12060&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;جوابیه دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=10844&quot; target=_blank&gt;همین مطلب در سایت خبری آیـنـده&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://balatarin.com/permlink/2009/8/7/1693493&quot; target=_blank&gt;همین مطلب در بالاترین&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sunni-news.com/?p=6423&quot; target=_blank&gt;خبر سنی نیوز&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mizanpress.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=3858:2009-08-07-06-40-29&amp;catid=6:2009-04-01-10-24-33&amp;Itemid=66&quot; target=_blank&gt;خبر میزان پرس که همان کپی خبر سنی نیوز است&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سایت پیک ایران هم به گمان صحت خبر ، خبر دروغین سنی نیوز را درج کرد که با پیگیریهای انجام شده امروز خبر را برداشتند. &lt;A href=&quot;http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4919&quot; target=_blank&gt;(+)&lt;/A&gt; با تشکر از اهتمام پیک ایران به اصول اخلاقی &lt;A href=&quot;http://www.gigaimage.com/images/5hmxf5ogdhx9w1z3hf.jpg&quot; target=_blank&gt;(+)&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خبر &lt;A href=&quot;http://www.noandish.com/com.php?id=30740&quot; target=_blank&gt;سایت نو اندیش&lt;/A&gt; در خصوص دروغین بودن خبر سنی نیوز &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 14:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم شاهکاری ! از يک سايت ضد دين / دستکاری در متون تاريخی</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>
بسم الله الرحمن الرحیم 
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاریخ با اینکه از شیرین ترین خواندنی هاست اما گاهی برداشت های مغرضانه باعث تلخ کامی انسان می شود، اگر چه متاسفانه مدتی است که تاریخ را با عینک امروزی می خوانیم! و یا قصد داریم آنرا به زور با معیارهای امروزیمان بسنجیم؛ غافل از اینکه بزرگترین جفا را در حق خود و تاریخ روا داشته ایم پیشنهاد می کنم. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز مطلبی دیدم درباره همسران پیامبر اسلام (ص) که متاسفانه بدون در نظر گرفتن شرائط آن عصر و زمان و نوع فرهنگ غالب ؛ (که پیامبران هم جزئی از این فرهنگ هستند و تا آنجائی که خلاف نظر پروردگار عالم نباشد ، روسومات را به رسمیت می شناختند.) تأویل ها و تفسیرهای عجیب و غریب نمودند که چرا این تعداد و یا اینکه چرا دختر نه ساله! که متاسفانه با تحریفات تاریخی همراه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه در بین شیعیان سن جناب عایشه را برخی هجده سال و دیگرانی 23 سال ذکر کرده اند که این سن برای ازدواج در حال حاضر مکرر اتفاق می افتد و کسی ایرادی بر آن نمی گیرد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منتهی مدتها قبل این مطلب را در یکی از نشریه های الکترونیکی دیدم و با اجازه صاحب امتیاز قدری تلخیص شده خدمتتان ارائه می نمایم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&quot;&quot;از مهمترین مسائلی که همیشه محل بحث بوده و میدان گاه تاخت و تاز اسلام ستیزان، مساله تعدد زوجات و زن از نگاه پیامبر است. در این باره بسیار گفته اند و بسیار ناگفته مانده است. اولین باری که این مساله مطرح شد، سال ها پس از حیاتش و به دست روحانیون متعصب کلیسا در قرون وسطی بود. با اوج گیری روحیه‌ی اسلام ستیزی و شانتاژ کلیسا، کتبی بر ضد اسلام و محمد تالیف شد. آش حمله به محمد و اسلام آنقدر شور شد که صدای ویلیام دراپر و سردنسن روز و پرفسور آربری، از خاور شناسان و اسلام شناسان معروف هم در آمد. در این میان نیز توماس کارلایل انگلیسی، گوته‌ی آلمانی، جان دیون پورت، بولانولیه، ولتر، شیمل و پرفسور ساذرن از کسانی بودند که مردانه از اسلام و زندگی محمد در مقابل اتهامات مویر، درمینگهم، واشنگتن ارونگ، دوزی و لامانس دفاع کردند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در مقابل این حجم حمله و تهمت و بهتان علیه محمد، این غریب تاریخ، کسانی از دو آتشه های مسیحی در قرن ۱۸ در اروپا ظهور کردند و شروع به دفاع از او نمودند. آنها گفتند در نص صریح عهد عتیق است که یعقوب و داوود و انبیای دیگر بنی اسرائیل بدون هیچ قید و بندی هر قدر که می‌خواستند زن می‌گرفتند (مثلا نوشته اند یعقوب ۹۹ زن داشته است) و حالا شما آمده‌اید و بر محمد ایراد می‌گیرید که چرا به مقدار محدود و معینی زوجات متعدد قائل شده است ؟! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;اما در ایران حکایت به گونه‌ای دگر بود. با وجود بافت شدیدا مذهبی، کسی عملا جرات نمی‌کرد به محمد متعرض شود. علی دشتی از معدود کسانی بود که با نوشتن کتاب ۲۳ سال، این تابو را شکست و با تکرار کردن حرف چند قرن پیش میسیحیان، محمد را متهم کرد. در حول و حوش انقلاب، کتاب او مورد سو استفاده‌ی توده ای ها قرار گرفت و عملا ابزار دست شد. بعد از انقلاب نیز به زندان رفت و نوشتن کتابی با عنوان ۲۳ سال را تکذیب کرد. اما جانشین خلف او علی میرفطروس بود که با تکیه بر احادیث مجعول و مشکوکی که اغلب عالمان شیعی آنها را رد کرده اند، شروع به کوبیدن شخص پیغمبر (ص) و اسلام و مسلمین کرد. گرچه چنان افراط کرد که نوشته های او تبدیل به مطالبی طنز آمیز شدند و البته پر از خرافه و دروغ که هر ناظر بی طرفی را به این شک می‌اندازد که کینه و پدرکشتگی او با اسلام ریشه در چه چیزی دارد ؟ &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بعد از انقلاب جو اسلام ستیزی در خارج و داخل و اسلام گریزی در اکثر مردم و قشر تحصیل کرده باعث شد تا میر فطروس ها و دشتی ها، قارچ گونه تکثیر شوند و گرایشات پان ایرانیستی رواج پیدا کند. اما غالبا فراموش کردند که دیدن حقیقت بسیار آسان تر از این است که با نوشته هایی پر از گزافه و دروغ و مسخ واقعیت های تاریخی، خویشتن را فریب دهند و دیگران را نیز با نیرنگ بفریبند. کوشش ایرانیان و مبلغان رسمی دین برای تاویل و توجیه مسائل، به گونه ای زمان پسند، غالبا ناموفق بوده و محققی را که جز در پی واقعیت نیست و جز حقیقت تعصبی ندارد از جستجو بی نیاز نمی‌کند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;این نوشته تلاشی است هر چند اندک در بررسی مسئله تعدد زوجات و زنان محمد. تقدیم به آنان که همواره در مقابل استدلال، لعنت و نفرین شنیده اند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;ژاک برگ می گوید: &quot;اگر محققی مساله ای را که در دوره و محیطی دیگر است، با نگاه زمان و محیط خویش بنگرد و بسنجد از دیدن واقعیت آنچنان که بوده است عاجز می‌ماند و هرچه بگوید بیهوده گفته است&quot;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;تعدد زوجات یکی از مسائل بحث برانگیزی بوده است که بی شک وجدان عصر ما از چنین اهانت زشتی به زن جریحه دار می‌گردد. اما در گذشته و به خصوص در جوامع ابتدایی، این اصل به بسیاری از زنان محروم و بی‌سرپرست که خود و احیانا فرزندان یتیمشان برای همیشه از زندگی امن و سالم خانوادگی محروم می‌شده اند، امکان آن را می داده که آینده خویش را که فقر و پریشانی و فساد تهدیدش می‌کرده است، در پناه مردی که در آن روزگار، تنها پناه گاه زن و کودک بوده نجات دهد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;اصولا در گذشته نه تنها &quot;تعدد زوجات&quot; بلکه ازدواج نیز به مفهوم امروزی تلقی نمی‌شده است و کمتر به عنوان عشق و هوس در آن می‌نگریسته اند و آن را بیشتر به عنوان نوعی مراسم اجتماعی برای ایجاد پیوندی و یا پیمانی جدید به حساب می‌آورده اند و عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتی اخلاقی درآن قوی تر از عشق و هوس بوده است. در یونان باستان با اینکه به مرحله پیشرفته ای از مدنیت رسیده بود، در عین حال ازدواج را وسیله ای برای تولید فرزند تلقی می‌کردند و همسر را مادر بچه ها.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;هوس همواره بیرون از خانه مشغول کار خود بوده است. در این عصر اصولا زن را تنها ابزار تولید می‌شمرده اند و &quot;زن را از بهر کدبانویی خانه خواهند نه از بهر تمتع&quot; (قابوسنامه ص۷۸). میل جنسی عموما با مردی یا زنی خارج از محدوده خانه ارضا می‌شده است. این رابطه ها و به خصوص روابط مردان با مردان چنان عادی تلقی می‌شده است که آن را آشکارا اعتراف می‌کردند. الکپیادس که از شخصیت های بزرگ نظامی و ملی و شاگرد بقراط بوده، وقتی از سردی حکیم گلایه می‌کند، سقراط به صراحت استدلال می‌کند که &quot;وقت تو دیگر گذشته است&quot; (مهمانی، افلاطون ترجمه کاویانی).&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در ایران نیز سعدی که مرد عرفان و مذهب و اخلاق بوده است، در همین کتاب گلستان که کتاب اخلاقی و تربیتی اوست، از سر و سر خود با قاضی همدان و نعل بند و پسر قصاب می گوید که چون وارد مسجد جامع کاشمر می‌شود، با یکی از طلاب سر نخ می دهد و به ماچ و بوسه مشغول می‌شود و چون شاهد سابقش او را می‌‌بیند، آن خلق داوودی متغیر گشته و رونق بازار حسنش شکسته کنار می گیرد و او را از ادامه‌ی سر و سر خویش نا امید می‌سازد.(گلستان ص۱۲۱)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در قابوس نامه که کتاب اخلاق است و آن هم نصایح پدری به فرزندش، علنا فرزند را راهنمایی می کند که &quot;از میان زنان و غلامان، میل خویش به یکی مدار تا از هر دو گونه بهره ور باشی و از دوگانه یکی دشمن تو نباشد. (قابوسنامه ص۶۷)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;محمد تنها کسی بوده است که به صورت جدی، به سرنوشت زن پرداخته است و حیثیت انسانی و حقوق اجتماعی را به او باز داده است. اعطای حق مالکیت فردی، استقلال اقتصادی زن و در عین حال متعهد ساختن مرد به تامین زندگی وی (به گونه ای که حتی برای شیر دادن کودک می‌تواند حق خویش را از همسرش مطالبه کند) و نیز تعهد پرداخت مهریه (که گرچه امروز آن را به حق مطرود می‌دانند، نماینده شخصیت زن و نیز پشتوانه‌ی اقتصادی احتمالات شوم آینده‌ی وی بوده است) زن را در دیدگاه محمد مستقل ساخته است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;محمد عملا می‌کوشد تا حقوق و شخصیتی را که اسلام برای زن قائل شده است، به وی عطا کند. از زنان هم چون مردان بیعت می‌گیرد. حتی آنان را هم چون مردان در صف اصحاب قرار می دهد (نام این زنان در کتابی مستقل به نام طبقات ابن سعد ج۸ آورده شده است).&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;رفتار محمد با زنانش چنان با ادب و نرمش و مهربانی آمیخته بود که در جامعه‌ی خشن آن زمان شگفت انگیز می‌نمود. مردی که در بیرون خانه مظهر صلابت و قدرت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار می‌کرد که زنانش بر وی گستاخ شده بودند و آشکارا با وی مشاجره می‌کردند و از آزارش دریغ نمی نمودند. روزی که به سختی از آنان رنجید، بر خلاف سنت معمول که زنان را از خانه بیرون می رانند و اکنون نیز غالب مومنین چنین می‌کنند، خود بیرون رفت. سخنی که از زبان عمر نقل شده انقلاب ریشه داری را که در حقوق اجتماعی زن و به خصوص روابط زن و مرد در زمان پیغمبر پدید آمده بود، به روشنی نشان می‌دهد. وی می گوید: &quot;به خدا سوگند ما در جاهلیت زنان را در هیچ امری به حساب نمی‌آوردیم تا خدا آیاتی نازل ساخت و برای آنها نصیبی مقرر داشت. وقتی من درباره‌ی کاری صحبت می‌کردم زنم می‌گفت چنین و چنان کن. گفتم کار من به تو چه ربطی دارد ؟ گفت عجبا تو که نمی‌خواهی کسی در کارت دخالت کند دخترت با رسول خدا مناقشه می‌کند!&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;حتی در بهار جوانی که همه‌ی جوانان به عشرت می‌پرداختند و بسیاری از کارها بر آنان مباح است، شنیده نشده که محمد دست به عشرتی زده یا در مقابل لذتی تسلیم شده باشد. بلکه تا دعوت، همواره به پاکی و امانت و پرهیزکاری معروف و مشهور بوده است. بعد از دعوت هم هیچ کدام از بدگویان و دشمنان که برای شکستن او گفتن هر مکروهی را واجب می‌دانستند، کم ترین سخنی در این مورد نگفته اند. با آنکه اگر کوچک ترین اغراق و تسلیمی در مورد او دیده بودند، همانا فریاد بر می آوردند که ای مردم جهان بیایید و ببینید جوانی را که در مقابل همه‌ی سنت ها و آیین ها به جنگ برخاسته است و جهانیان را به عفت و پاکی دعوت می‌کند، خود چنین و چنان در مقابل لذات جسمانی زانو زده است. جالب است بدانیم محمد تمام جوانی و نیم قرن زندگی پاک و بی‌خدشه اش را در جامعه ای زندگی کرده که به شدت آلوده به فساد بوده است. برای شناخت روابط در عربستان پیش از اسلام همین بس که بدانیم، مثلا هند زن ابوسفیان بارها با بقیه مردان سر وسری داشت و وقتی عمرو از او به دنیا آمد، به خاطر این که عاص پولی به او داد، عمرو را فرزند عاص اعلام کرد، در حالی که ابوسفیان گفت &quot;به لات و عزی قسم که این فرزند من است&quot;. یا وقتی زنی طفلی به دنیا می‌آورد و پدر طفل خود را نمی‌شناخت، بدون پروا نام مردانی را که با آنها نزدیک شده بود بر زبان می‌آورد و هرکدام را که به طفل بیشتر شبیه بود پدر فرزند اعلام می‌کرد!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;مبلغان مسیحی و نویسندگان مغرض و یا بی اطلاعی که تحت تاثیر تبلیغات مذهبی یا سیاسی آنها قرار گرفته اند، کوشیده اند تا در روح نیرومند محمد نقطه ضعفی بیابند و چون تربیت اخلاقی مسیحیت زن را فریب شیطان می‌شمارد و گرایشات به او را فساد و انحطاط (به گونه ای که حتی ترک ازدواج را خشنودی خدا می‌داند و حافظ تقوای دینی و نیز وجدان امروز) تعدد زوجات را زشت و زننده تلقی می کند، کوشیده اند تا از او فردی بسازند که شیفته‌ی زنان است و هم چون سلاطین مشرق، حرم سرا تشکیل می‌دهد. فراموش کرده اند مردی که به پندار آن ها اسیر شهوت بوده است، هیچ وقت در دوره‌ی زندگی، حتی با نان جوین سیر نشد که اگر در محمد لذات حسی وجود داشت، همانا بهترین وسیله برای سیراب کردن این هوس آن بود که پس از مرگ خدیجه ۹ تن از دوشیزگان عرب را که فتنه‌ی جمال و شهره‌ی زیبایی و کمال بودند به همسری برگزیند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;عباس محمود عقاد مصری می گوید : &quot;مبلغان مسیحی و نویسندگان استعماری خواسته اند از این طریق بر مقتل اسلام ضربه ای وارد آورند، حال آنکه در این راه سخت به خطا رفته اند. چه در اینجا بر مسلمانی که با دینش آشناست و از سیره‌ی پیغمبرش آگاه، تجلی حقیقت از هر چیزی ساده تر و روشن تر است. مقتلی که آنان تصور کرده اند، خود حجتی است که مسلمانان را برای بزرگ داشت پیغمبرشان و تبرئه‌ی دینشان کفایت می‌کند و به حجتی دیگر نیازمند نیست. چه برای یک مسلمان بر صدق دعوت محمد هیچ دلیلی از شیوه‌ی رفتار وی با زنانش و کیفیت انتخاب زنانش صادق تر نیست. ( حقایق الاسلام و اباطیل الخصومه عباس محمود العقاد ص ۲۵۵) &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;و به قول شیمل: &quot;اغلب فراموش می‌کنیم که محمد بیشترین بخش عمر خود را با یک همسر و آن هم با خدیجه ای به سر برد که ۲۰ سال از او بزرگتر بود&quot;. هم او می‌گوید : &quot;ازدواج های چند گانه پیامبر، نه تنها دلیل بر ضعف او در برابر نفس که نشانه‌ی فطرت سروَِری اوست. پیامبر قدیسی نیست که از دنیا کنار گرفته باشد. محمد بدین طریق زندگی دنیویان را قداست بخشید&quot;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;کسانی که می‌کوشند محمد را مردی هوس باز معرفی کنند، طبیعتا به سراغ جوانی او می‌روند. چه هوس و شهوت همیشه گریبان گیر جوانی است. اما تاریخ که حتی شوخی های او را با زنانش حکایت می‌کند و کوچک ترین جزئیات زندگی محمد را نشان می‌دهد، کم ترین موج هوسی در سیمای جوانی محمد سراغ ندارد. از نظر متعصب ترین مبلغان مسیحی، محمد در مکه از چنین اتهامی سخت به دور است. پس چگونه تا وارد مدینه می‌شود، در حالی که مردی ۵۳ ساله است و مقام نبوت خدایی یافته و مسئولیت های خشن نظامی و سیاسی بر دوش دارد و اندیشه اش، روحش و زندگی اش، دین و تقوی و پارسایی را به مردم الهام می کند، یک باره آتش هوس در او سر برداشته و او را شیفته‌ی لذت و شهوت می کند ؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;آن چه را غالبا فراموش می کنند این ‌است که زیبایی زن است که هوس را سیراب می‌کند نه شماره‌ی زن. مرد هوس باز در پی دختر طناز و هوس برانگیز است، نه زنان بیوه و جا افتاده و بچه داری که یا مثل دختر عمر بدترکیبند و یا اگر هم آب و رنگی داشته باشند در خانه‌ی شوهر یا شوهران پیشینش رفته است و به جای خط سبز دوشیزگی و شور جوانی و عشوه‌ی هوس برانگیز، چین پیری نشسته است و متانت سرد کمال و وقار سنگین نجابت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;خوشبختانه خواجه حرمسرای محمد، تاریخ است که یکایک زنان او را می‌شناسد و هم می داند که چرا به این خانه آمده اند و چگونه زندگی می‌کنند. بی شک او بهتر از همه‌ی خاور شناسان و کشیشان اروپایی زنان محمد را می‌شناسد :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;خدیجه&lt;/strong&gt;: بانوی اسلام. محمد در ۲۵ سالگی با خدیجه‌ی ۴۰ ساله ازدواج کرد. خدیجه پیش از محمد با دو کس دیگر ازدواج کرده بود که هر دوی آنها درگذشته بودند و از آنها فرزندانی به سن خود محمد داشت. او یار و یاور پیامبر در طول ۲۸ سال زندگی مشترکش بود و اولین کسی بود که به محمد ایمان آورد. محمد ۱۷ سال پیش از بعثت و ۱۱ سال پس از آن با خدیجه زندگی کرد. او از ۲۵ سالگی تا ۵۳ سالگی که اوج جوانی اش بود، با او سر کرد. بعد از وفات خدیجه همیشه از او به بزرگی یاد می کرد و او را گرامی می‌داشت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;سوده دختر زمعه&lt;/strong&gt;: از نخستین مسلمانانی بود که در روزهای تیره و پر وحشت اسلام با همسرش به محمد گرویدند. وی در راه عقیده اش رنج بسیار کشید و همراه شوهرش به حبشه مهاجرت کرد. پس از بازگشت همسرش را از دست داد و بی پناه شد. از آن پس جز شومی در انتظارش نبود. یا می‌بایست به خانواده اش برگردد و از دین خود انصراف دهد و بت پرستی را از سر گیرد، یا با همسری مردی که دوست ندارد، تن دهد. محمد، این زن پاک و شجاع را که پس از رنج های بسیار در راه دین او، زندگیش متلاشی شده بود، در پناه خود می‌گیرد و با ازدواج با وی، او را جانشین خدیجه می‌سازد و همسر پیغمبر. محمد هدف دیگری را نیز تعقیب می‌کرد. دلیل دیگر آن ازدواج این بود که به مسلمانان بگوید اگر در راه خدا کشته شدند، زن و فرزندشان بدون سرپرست نخواهند ماند و بقیه امت مسلمان، خانواده‌ی او را در کوران زندگی تنها نخواهند گذاشت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;زینب دختر خزیمه&lt;/strong&gt;: او زن عبیده بن حارث بود که در بدر شهید شد و بیوه‌اش زنی بسیار فرتوت و از کار افتاده بود. محمد وی را که آفتاب عمرش بر لب بام بود به زنی گرفت و نخواست که همسر مجاهد شهیدی در پیری و بی‌پناهی زندگی کند. وی دو سال بیشتر زنده نماند و تنها زنی است (جز خدیجه) که پیش از محمد مرده است. زینب زنی پارسا و مهربان و نیکوکار بود و زندگی خویش را همه در نوازش یتیمان و دستگیری بی‌نوایان وقف کرده بود و در این کار چندان کوشید که او را &quot;ام المساکین&quot; (مادر بینوایان) لقب دادند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;هند(ام سلمه): &lt;/strong&gt;دختر ابی امیه است. همسر عبدالله مخزومی بود که در جنگ احد زخمی شد و بعدها هنگامی که از جنگ با بنی اسد پیروزمندانه برگشت، زخمش سرباز کرد و درگذشت. محمد در مرگ وی چنان اندوهگین شده بود که به سختی می‌گریست و اشک می‌ریخت. ام سلمه زنی پیر و فرتوت بود که از همسر شهیدش چندین بچه‌ی بزرگ و کوچک برایش باقی مانده بود. چهار ماه از مرگ ابوسلمه می‌گذشت و ام سلمه در داغ همسر محبوب و بزرگوارش و غم فرزندان بی پدر و بی پناهش زندگی بی امید و دردناکی می‌گذراند و بزرگان مسلمان خود را برابر سرنوشت خانواده‌ی برادر شهیدشان مسئول می‌دانستند. از این رو ابوبکر از او خواستگاری کرد. عذر آورد که &quot;فرزندانم زیادند و جوانیم گذشته است&quot;. عمر نیز پیشنهاد کرد. ام سلمه نپذیرفت و پاسخ خود را تکرار کرد. تا این که محمد از او خواستگاری کرد و همسر و فرزندان یار شهیدش را در پناه خویش گرفت و او را محترم و عزیز می‌داشت. پس از خدیجه تنها او بود که نه تنها شخصیت اخلاقی و خردمندی و شایستگی او را دارا بود که در رفتار و اطوار به او شباهت بسیار داشت. ام سلمه از ازدواجش با پیامبر چنین می گوید: &quot;در شب عروسی در خانه‌ی محمد دیگچه‌ای بود و ظرف گلینی و دستاسی. با اندکی شیر و مقداری جو، آن جو را آرد کردم و در دیگچه ریختم و اندکی شیر بر آن افزودم. طعام محمد و خاندانش در شب عروسی همین بود.&quot; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;رمله دختر ابوسفیان&lt;/strong&gt;: وی در اوج مبارزه محمد و ابوسفیان در مکه به محمد گروید و به همراه همسرش عبیدالله بن جحش اسدی به حبشه هجرت کرد. در آنجا شوهرش تحت تاثیر محیط مسیحی شد ولی رمله بر دین خود استوار ماند و همسرش او را در کشوری غریب رها کرد. او نه می‌توانست به مکه رود که اگر هم ابوسفیان پناهش می‌داد، جز به این شرط نبود که از عقیده اش بازگردد. محمد در این میان به خاطر این که زن شرافتمندی را که در راه وی بدبختی تهدیدش می‌کند، خوشبخت سازد و هم برای آنکه دختر ابوسفیان در اوج مبارزه با وی به همسری محمد درآید (و این حادثه‌ی پرمعنایی بود) از او خواستگاری کرد و نجاشی پادشاه حبشه شخصا او را به نمایندگی محمد عقد کرد و مهریه اش را پرداخت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;جویریه دختر حارث رئیس قبیله‌ی بنی مصلق&lt;/strong&gt;: وی در جنگ، نصیب ثابت بن قیس شده بود. ثابت چون می‌دانست او دختر رئیس قبیله است، فدیه بیشتر از حد معمول طلب کرد. جویریه نزد محمد آمد و گفت ثابت مبلغ کلانی برای آزادی من می‌خواهد و من ندارم. در پرداخت فدیه‌ام به من کمک کن. محمد گفت آیا بهتر از این نمی‌خواهی ؟ گفت : آن چیست ؟ گفت: فدیه ات را می‌پردازم و با تو ازدواج می کنم. وی پذیرفت و محمد فدیه اش را پرداخت و او را آزاد کرد و به همسری خود درآورد. محمد برای این که مسلمانان را برانگیزد تا کنیزان خویش را آزاد کنند با جویره ازدواج کرد و در نتیجه بسیاری از اسیران آزاد شدند. با این تدبیر هم محبت خویش را در دل های مردم بنی مصلق، به خصوص رئیس قبیله، جانشین کینه ساخت و هم مسلمانان را واداشت تا اسیران خود را رها کنند. چه که بعد از ازدواج محمد با جویریه، اسیران بنی مصلق خویشاوندان پیامبر می‌شدند و نه دشمنان او و هیچ مسلمانی را شایسته نیست که خویشان پیغمبر را به اسارت گیرد. اسیران آزاد شدند و همگی اسلام آوردند و طایفه ی بنی مصلق که از دشمنان خطرناک محمد بودند با وی خویشاوند شدند. رئیس قبیله به سراغ دخترش آمد و او را مخیر کرد که یا نزد او برگردد یا نزد محمد بماند که او دومی را برگزید. عایشه درباره‌ی جویریه گفت: هیچ زنی به اندازه‌ی او برای خویشان خود سودمند نبود. جویریه در شمار زنان پیغمبر آمد و به مادر مومنان شهرت یافت. جویریه پیش از این همسر پسر عمویش، عبدالله بوده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;صفیه دختر رئیس بنی قریظه&lt;/strong&gt;: وقتی صفیه در جنگ با بنی قریظه بدست مسلمانان افتاد، به پیغمبر گفتند : &quot;صفیه بانوی بنی قریظه و بنی نضیر جز تو برای کسی سزاوار نیست&quot;. محمد آزادش گذاشت که یا به خانواده اش بازگردد یا همسرش شود که او دومی را برگزید. محمد در این کار از بزرگان و فاتحین، پیروی کرد که با خانواده‌ی زمام داران مغلوب ازدواج می‌کردند، تا بدین وسیله مصیبت آنها را تخفیف داده و اهمیتشان را محفوظ بدارند. هنگامی که محمد با او زفاف کرد، ابو ایوب شب را با شمشیر در کنار خیمه‌ی محمد گذراند. صبح، محمد که او را دید، گفت چه کار داشتی ؟ گفت از کینه‌ی این زن یهودی بر تو بیم داشتم که یارانت با شوهر و پدر و کسانش جنگ کرده بودند و آنها را کشته بودند و هنوز آثار یهودی گری در دل او باقی است. ولی صفیه تا آخر عمر به محمد وفادار ماند. هنگامی که محمد در بستر مرگ بود و زنانش دور بستر او جمع شده بودند، صفیه گفت: ای کاش درد تو به جان من می‌افتاد. همسران پیغمبر از روی تمسخر به یکدیگر اشاره کردند. پیغمبر آنها را ملامت کرد و گفت: به خدا او در گفتار خود صادق است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;حفصه دختر عمر&lt;/strong&gt;: زن خنیس از مسلمانان اولیه بود. شوهرش که مرد، با آن که دختر عمر بود کسی به سراغش نرفت تا عمر خود دست به کار شد. اول به ابوبکر پیشنهاد کرد به این امید که شاید دوستی با وی به کار آید، اما ابوبکر سکوت کرد. به سراغ عثمان رفت. عثمان نیز سکوت کرد. عمر افسرده و ناراحت از دو دوست صمیمی اش به نزد پیامبر آمد و گله کرد. محمد برای تسکین او گفت : &quot;حفصه را به عقد کسی در آور که از ابوبکر و عثمان بهتر باشد&quot;. و بدین طریق همچنان که با ابوبکر و علی و عثمان کرده بود، پیوند خویش را با عمر که از شخصیت های پر نفوذ و موثر اسلام به شمار می‌رفت نزدیک تر و استوارتر ساخت.&lt;br /&gt;از کوشش عمر و سکوت یاران، می‌توان به زیبایی حفصه پی برد. اما بهتر است در این مورد سخنی از &quot;مادر عروس!&quot; بشنویم تا محمدی که به گفته‌ی مبلغان مسیحی آن همه شیفته‌ی زن و شیدایی زیبایی او است، زنی را که اکنون در اوج اقتدارش برگزیده است بشناسیم :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;عمر پس از آنکه می‌شنود دخترش با عایشه در آزار محمد همدست شده خشمگین بر سرش فریاد می‌کشد : «دختر من! تو به این زن (عایشه) که به زیبایی خود و عشقی که محمد به او دارد می‌نازد نگاه مکن. به خدا قسم می‌دانم که رسول خدا تو را دوست ندارد و اگر به خاطر من نبود تا به حال طلاقت داده بود!».&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;میمونه خواهر ام فضل زن عباس بن عبدالمطلب&lt;/strong&gt;: یک سال پس از صلح حدیبیه به قصد عمره وارد مکه شد و طبق قرارداد بیش از ۳ روز حق توقف نداشت. در این ۳ روز می‌کوشید تا دل های ‌مردم را به خود نزدیک سازد و با مهربانی و بخشش و نیکی و نرمش از شدت کینه و خشونت تعصبی که سران کفر علیه او در روح‌ها ایجاد کرده بودند بکاهد و بهانه ای می‌جست تا رضایت آنها را برای تمدید قرار داد جلب کند تا فرصت بیشتری برای تماس با مردم به دست آرد. در این هنگام عباس، میمونه را به وی معرفی می‌کند که رفتار مسلمانان در این چند روز تاثیر زیادی روی او گذاشته و به اسلام گرایش پیدا کرده است. وی فامیل خاله‌ی خالد بن ولید (قهرمان قریش و نبرد احد) است. عباس که زنش به وی اختیار داده بود تا همسری برای خواهرش انتخاب کند به محمد پیشنهاد کرد. گرایش میمونه به اسلام، خویشاوندی وی با خالد که شمشیرش سرنوشت جنگ احد را به سود قریش رقم زده بود و انتساب وی به خانواده‌های با نفوذ قریش محمد را واداشت تا پیشنهاد او را بپذیرد. به خصوص که با این کار می‌خواست بهره برداری تبلیغاتی دیگری هم بکند و مراسم عروسی را در روز آخر اقامتش برپا سازد و قریش را دسته جمعی دعوت کند و غذا دهد و چون اسلام میمونه هنوز آشکار نشده بود و در صف آنان به شمار می‌آمد، ازدواج محمد با وی و شرکت مسلمانان و مشرکان در این جشن و نشستن کسانی که در بدر و احد روی هم شمشیر کشیدند بر یک سفره، در احساس اعراب تاثیر خواهد گذاشت و فضای سرد سیاسی را گرم خواهد کرد و دوری و بیگانگی را تخفیف خواهد داد و هم بهانه ای برای ماندن در شهر خواهد شد و شاید به جز این نتیجه‌ی تبلیغاتی و زمینه سازی روحی، حوادثی پیش آید و یا بتوان پیش آورد که به سود وی باشد و امتیازاتی بیشتر از آنچه در قرارداد حدیبیه بود بدست آورد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;سران هوشیار قریش از نقشه پیامبر آگاه شدند و با قاطعیت پیشنهاد وی را رد کردند و وی ناچار شد در میانه‌ی راه مدینه مراسم زفاف را انجام دهد. ولی در عین حال این ازدواج که او را با برخی رجال برجسته قریش خویشاوند می‌کرد، در روح آنان بی اثر نبود. چنان که اندکی پس از آن خالد و عمرو عاص و عثمان بن طلحه را می‌بینیم که راه مدینه را در پیش گرفته اند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;زینب دختر جحش&lt;/strong&gt;: او همسر زید بن حارث بود که به دلیل اختلاف طبقاتی، کار آنها به طلاق کشید و محمد خود را قربانی کرد تا تابویی را بشکند. محمد خود را در ردیف اول اتهام قرار داد تا سنتی پوسیده را که از سال ها قبل در میان عرب ها جریان داشت از میان بردارد. این کار محمد چنان با ارزش بود که خدا نیز در قرآن، او را به خاطر این کار بزرگ داشت و از او تمجید کرد. داستان محمد و زینب بسیار مفصل است و در این مقال نمی‌گنجد. دوست داران دانستن چگونگی ازدواج آن دو می‌توانند به کتب سیره‌ی محمد مراجعه کنند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;عایشه&lt;/strong&gt;: دختر ابوبکر تنها دختری بود که در اسلام متولد شد و این خصوصیت، نزدیکان و برخی از یاران محمد را به این فکر انداخت که نخستین زنی که در اسلام متولد شده است و از جاهلیت خاطره ای ندارد همسر پیامبر گردد. ابوبکر که احساسی بس رقیق دارد و دلش جز ایمان محمد، از محبت وی نیز لبریز است، به وی پیشنهاد می‌کند. اما عایشه دختری است ۷ ساله و محمد مردی پنجاه و چند ساله و آن هم مردی که در خانه‌ی خود دختری چون فاطمه دارد که نیازمند مادری است و در بیرون دشمنانی چون ابوجهل و ابولهب دارد و زندگی ای سراسر تلخی و آشوب و خطر و رنج و نیازمند همدردی. پیداست که دختر ۷ ساله‌ی ابوبکر به کار همسری محمد نمی‌آید. محمد او را نامزد می‌کند تا هم نخستین دختری که در اسلام زاده شده و طلیعه‌ی اولین نسل مسلمانان جهان است، به نام او باشد و هم با دوست هم فکر خویش ابوبکر، خویشاوند گردد که پیوند خویشاوندی در آن زمان استوارترین پیوندی بوده که میان دو انسان بسته می‌شده و این را جامعه شناسی بدوی و قبایلی می‌داند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;ازدواج محمد با عایشه یک ازدواج سمبلیک است، آمیخته با مصلحتی عاقلانه و اینجا سخن از عشق و هوس بی جا است. عشق محمد به قول &quot;محمد حسنین هیکل&quot; پس از ازدواج به وجود آمد و در هنگام ازدواج وجود نداشت و بدین جهت نمی‌توان گفت که او را به اقتضای عشق به زنی گرفت و نمی‌توان باور کرد که محمد او را در ۷ سالگی دوست داشته است. عایشه در کنار حفصه و دو کسی بودند که محمد به خاطر محکم تر کردن پایه‌ی دوستی با مسلمانان بزرگ آنها را به زنی گرفت. محمد با عایشه در ۱۰ یا ۱۱ سالگی ازدواج کرد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;دخترکی باریک اندام و زیبا رو و خوش معاشرت بود. دوره‌ی نوجوانی را می‌گذراند. رشد او خوب بود و واقعه‌ی افک که در سال ۶ هجری (تقریبا یکی دو سال بعد از ازدواج محمد با او) اتفاق افتاد، ثابت می‌کند که عایشه فردی عاقل و بالغ(۱) بوده که به رابطه با صفوان متهم می‌شود(۲). او وقتی به منزل محمد انتقال یافت و در کنار سوده جای گرفت، محمد برای او پدری مهربان و نیکوکار و شوهری مشفق و دلسوز بود. از بازی او جلوگیری نمی‌کرد و به وسیله‌ او از تفکر دائم در وظیفه‌ی سنگینی که به عهده گرفته بود رهایی می‌یافت. عایشه آن طور که از کتب تاریخی بر می آید زنی بود زیبا، حسود، حساس، گستاخ و عاشق. عایشه تنها دختری بود که به خانه ی محمد آمد. دیگران همه بیوه گانی بودند که به مصلحتی سیاسی یا اخلاقی به همسری پیامبر در آمده بودند. عایشه جز زیبایی و جوانی زنی بسیار باهوش و خوش سخن بود. او به راستی عاشق پیغمبر بود به طوری که حتی نمی توانست ببیند محمد به فاطمه، علی، حسن و حسین محبت می کند و آتش خشم و حسادت در وجودش شعله ور می شد. محمد هر گاه از تلاطم های دشوار خسته می شد، عایشه را می خواند و می گفت : &quot;کلیمنی یا حمیرا&quot; (با من حرف بزن گلگونه من!). &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;به گفته‌ی شیمل : &quot;مهم ترین خبرهای مربوط به زندگی خصوصی محمد به اسناد عایشه نقل شده است که هنوز بچه بود و عروسک بازی می کرد که به نامزدی دوست پدرش در می آید. همین عایشه است که پیوسته بر حجب و حیای پیغمبر به تاکید سخن می گوید&quot;. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;عایشه نقل می‌کند هر وقت او را دیدم، گرسنه می‌یافتمش و به او می گفتم : کاش از این جهان به اندازه‌ی خود برمی‌گرفتی. می گفت ای عایشه! دنیا را برای چه می‌خواهم ؟ برادران پیامبر من حالاتی بدتر از این را شکیبا بودند. البته مستشرقان متعصب مسیحی که مترصد کوچک ترین دست آویزی برای حمله هستند، عشق پاک محمد را، از آن عشق ها پنداشته اند که گه گاه در خلوت انزوای دیرها و گوشه‌ی کنج کلیساها، میان خواهران مقدس و پدران مقدس صورت می‌گرفت و ویکتور هوگو هم آنها را لو می‌داد(۳)! (آئین سخنوری فروغی، خطابه های ویکتور هوگو). &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;ماریه قبطی&lt;/strong&gt;: محمد هنگامی که به مقوقس حاکم مصر نامه نوشت و او را به اسلام دعوت کرد، او گفت من هم می‌دانم که پیغمبری ظهور خواهد کرد اما محل ظهور او شام است. در هر حال فرستاده‌ی محمد را با دو کنیز و شتر سفید و یک خر و مقداری هدیه به مکه فرستاد. پیغمبر هدیه او را پذیرفت. یکی از آنها ماریه بود که او را برای خود نگاه داشت و یکی سیرین بود که او را به حسان بن ثابت داد. از او ابراهیم به دنیا آمد که تنها فرزند او از زنانش (بعد خدیجه) بود. این نیز جای سوال است که چگونه محمد که این همه فرزند دوست بود و جانش در طلب فرزند پسری می‌سوخت، از هیچ کدام از همسرانش فرزندی نیاورد ؟ &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;اینان اند زنان حرمسرای محمد!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;قرآن و تعدد زوجات&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&quot;اموال یتیمان را بدهید و پلید رابه جای پاک مدهید و اموال ایشان را با اموال خود مخورید که گناهی بزرگ است و اگر ترسیدید که درباره‌ی یتیمان عدالت نورزید، پس آن چه می‌خواهید دو، سه و چهار زن بگیرید و اگر می‌ترسید که عدالت نورزید پس یکی&quot;.(نساء ۲و۳)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;این حکم در ضمن آیاتی آمده که از سرنوشت یتیمان سخن می‌گوید. قبل و بعد این آیه به کرات درباره‌ی یتیمان صحبت شده (آیات ۷، ۸، ۱۰، ۱۳) و کاملا واضح است که این حکم باید یک ربطی به وضع یتیمان داشته باشد. در این آیه، قرآن ابتدا مردم را ملزم به اجرای عدالت می‌کند و بلافاصله اعتراف می‌نماید که &quot;هرگز نمی توانید عدالت ورزید پس به یک تن اکتفا کنید&quot;. این آیه اکتفا به یک زن را بهتر می شمارد و می گوید، اگر می ترسید مطابق عدالت رفتار نکنید، فقط یک زن بگیرید. ضمنا تاکید می‌کند که نمی‌توانید به عدالت برخورد کنید ولی در عین حال چون ممکن است در زندگی اجتماعی حوادثی پیش بیاید که تعدد زنان را ایجاب کند، داشتن ۴ زن را به شرط عدالت روا شمرده است. این چنین بیان هنرمندانه و شگفت انگیزی، هر که را که سخن شناس باشد و با روح قرآن آشنا و با پیچ و خم تفسیرها و فوت و فن های معنی شکن کلامی، بیگانه و هوس تعدد زوجات را در دل نداشته باشد، به سادگی اعتراف می‌کند که شرایط چندان دشوار است که جز در مواردی فردی یا اجتماعی که الزامی روحی یا اخلاقی در کار است، نمی‌توان گذر کرد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نکته ی دیگر که غالبا به ذهن نمی آید، این است که اسلام تعدد زوجات را وضع نکرده است. پیش از اسلام هیچ حدی در این باره وجود نداشته است و آنچه اسلام آورده &quot; تحدید زوجات&quot; است. نه که &quot;چهار تا زن بگیرید&quot; بلکه &quot;بیش از ۴ تا نگیرید&quot; و این دو یکی نیستند. ضمن این که این آیه در اواخر سال ۸ هجرت نازل شد. پس از آن که محمد تمام زنانش را گرفته بود و عده زنان را که تا آن موقع حدی نداشت، ۴ نفر تعیین کرد و هیچ خردی حکم نمی کند که محمد می بایست پس از این حکم ۴ تن از زنانش را نگه دارد و بقیه را طلاق گوید. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;و اما چه ضرورت های اجتماعی‌ای ایجاب می‌کند که تعدد زوجات به عنوان یک اصل مترقی و متعالی مطرح شود ؟خوشبختانه نسل پیش آن را به چشم خود دیده است. پس از جنگ جهانی دوم بحران شدیدی که بر اثر نابودی میلیون ها مرد در اروپا و به خصوص آلمان و اتریش و لهستان به وجود آمد و موج فساد و انحطاط و بیماری های روانی و پریشانی بسیاری که زنان بی شوهر و اطفال بی‌پدر رارنج می‌داد، همه و همه مسائلی بود که در روح و اخلاق جامعه‌ی اروپایی آثار عمیق و انحرافات شدید به جای گذاشت. موج تظاهرات و اعتراضات زنان مذهب کاتولیک (که تعدد زوجات و ازدواج مجدد را ممنوع می‌داند) هم به مومنین که اصل تعدد زوجات را راهِ بازی برای شهوت رانی خود می‌پندارند و هم به روشنفکرانی که آنرا مطلقا ضد انسانی می‌شمارند، نشان می‌دهد که معنی و مورد این حکم چیست و کجاست.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در سال ۱۹۵۸، جبهه‌ی آزادی بخش ملی الجزایر به همه‌ی اعضای خود سفارش کرد که مجاهدان به خانواده های برادران شهیدشان بیندیشند و با زنانی که همسرانشان را در راه مبارزه از دست داده اند، ازدواج کنند. تا شهادت مایه‌ی پریشانی اطفال و بدبختی زنان نگردد و خانواده‌ی یک شهید به دامن فقر و فساد نیفتد. بر اساس این حکم بسیاری از مجاهدین الجزایری با زنانی که گاه جای مادرشان بودند و پسرانی به اندازه‌ی خودشان داشتند ازدواج کردند.(۴)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نکته‌ی دیگر درباره‌ی زندگی خصوصی محمد، این که در مدینه پیغمبر از هیچ یک از زنانش (جز ماریه) فرزندی نیافت. در حالی که این زنان (که جز عایشه همگی بیوه بودند) در خانه‌ی شوهر سابقشان دارای فرزندانی بودند. و این از شگفتی های زندگی محمد است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;اما حرمسرای محمد چگونه است ؟ چند اطاق گلی متصل به مسجد که سقفش از شاخ و برگ خرما پوشیده شده است. خانه‌ی عایشه که &quot;سوگلی&quot; حرم بوده است نیمه اش با پوستی فرش شده و نیمه دیگرش را شن نرم ریخته اند. قندیل های این قصر عبارتند از شاخه های نخل که می‌سوزد و مطبخ و خوراکش ؟ ابوهریره توضیح می‌دهد: &quot;تا که فوت کرد، از نان جو سیر نخورد. گاه می‌دیدی که دو ماه می‌گذشت و آتشی در منزل وی افروخته نمی‌شد و در این مدت غذاشان خرما و آب بود. گاه از شدت گرسنگی سنگ بر شکم می‌بست!&quot;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;و کلام آخر را از زبان شریعتی نقل کنیم که می گوید : &quot;من هرگاه به یاد خانه و زندگی محمد می‌افتم که جوانی و کمال را بازنی ۵۰ تا ۷۳ ساله گذراند و در پیری با بیوه زنانی جا افتاده و بچه دار چون ام سلمه و زینب دختر خزیمه (مادر بینوایان) و به خصوص حفصه، سر کرد و خانه اش آن بود و خوراکش‌ آن، نمی توانم از افسوس خودداری کنم که محمد می‌توانست زنانی زیباتر از آنها داشته باشد و زندگی ای بهتر از این و نیز هرگاه سخن نویسندگانی را می‌خوانم که از شهوت رانی محمد سخن می‌گویند و از حرمسرای محمد، نمی‌توانم از شرم پریشان نشوم که یک انسان، حتی نویسنده، تا کجاها می‌تواند ننگین شود و به خاطر مصلحتی زشت، سیمای حقیقتی زیبا را که فخر انسان است و سرمایه‌ی تاریخ به چنین پلیدی ها بیالاید!&quot;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زن از نگاه محمد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* شرم نمی‌کنید که زنانتان را مانند بندگان می‌زنید ؟ (محمد العبقریه ص ۲۸۷)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* وقتی مردی دو زن داشته باشد و میان آن ها به عدالت رفتار نکند، روز قیامت یک نیمه ی او افتاده است.(۵) (نهج الفصاحه ص ۴۵)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* شرم ندارید که زن را اول روز می‌زنید و آخر روز با او هم بستر می‌شوید ؟ (محمد العبقریه ۲۸۸)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* زن بگیرید و طلاق مدهید، زیرا خداوند مردانی که مکرر زن بگیرند و زنانی را که مکرر شوهر کنند دوست ندارد.(۶) (نهج الفصاحه ص ۱۴۵)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* در کار بخشش میان فرزندان خویش مساوات را رعایت کنید. من اگر کسی را برتری می‌دادم زنان را برتر می دادم. (۷) (ص ۳۶۶)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* احترام بانوان را پاس ندارد مگر شخص بزرگوار و محترم و به ایشان اهانت ننماید مگر شخص پست و فرومایه. (۸) (۳۲۵)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* بهترین شما کسانی هستند که برای زنان خود بهتر باشند (۹) (۳۱۱)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* جبرئیل آن قدر در خصوص زن سفارش کرد، تا بدان جا که فکر کردم طلاق زن بدون ارتکاب عمل زشت (زنا) روا نیست. (۱۰) (مکارم الاخلاق ص ۱۲۶)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* مردی که همسرش را بیازارد، نماز و هیچ کار خیری از او پذیرفته نیست و نخستین کسی است که وارد آتش می‌شود. (وسائل باب ۸۲)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* چه بسیار زنانی که فقیه تر از مردان هستند. (۱۱) (وسائل ص ۱۲۵)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;* چه بسیار زنانی که بهتر از مردان هستند.(۱۲) (وسائل ص ۱۲۵)&quot;&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;پاورقی ها:&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;(۱) کلا در کشورهای گرم سیری، سن بلوغ پایین تر و رشد بچه ها بیشتر از کشورهای سردسیر است. مثلا نگاه کنید در دستورات فقهی آن زمان سن بلوغ دختران ۹ است که در شبه جزیره این گونه بوده است. حال آن که در ایران خودمان به زحمت دختری پیدا می‌شود که در سن ۹ سالگی و سوم دبستان بالغ شود. در ایران سن اصلی بلوغ برای دخترها ۵ یا ۶ سال بیشتر از سن معمول آن در عربستان است. مقایسه میان سن عایشه و رشد او با تمسک به آمارهای ایرانی، قیاس مع الفارق است و باعث نتیجه گیری کاملا غلط و اشتباه می گردد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;(۲) ماجرای افک: در غزوه بنی المصلق که عایشه با محمد همراه بود، در بازگشت برای قضای حاجت از کجاوه بیرون رفت. بعد از آمدن متوجه شد که گردنبندش در حین قضای حاجت افتاده است. از کجاوه بیرون آمد و به دنبال گردنبند رفت. سپاهیان به خیال آنکه عایشه در کجاوه است، آن را بلند کردند و راه افتادند. همین که عایشه برگشت کاروان را ندید. از کاروان جا مانده بود. روی خودش پارچه ای کشید وهمانجا خوابید. در قدیم مردی پشت سر کاروان حرکت می کرد تا اگر وسیله ای از کاروانیان در بین راه افتاده بود بردارد و به آنها در آخر راه تحویل دهد. در این سفر صفوان بن معطل سلمی این وظیفه را بر عهده داشت. همین که عایشه را دید گفت انا لله و انا علیه راجعون! عایشه به جا ماندنش را تعریف کرد. صفوان هم عایشه را بر شتر سوار کرد و به مدینه برد. هنگامی که به مدینه رسیدند عایشه مستقیم به خانه خودش رفت. منافقان به سرپرستی عبدلله ابن ابی شروع به سخن چینی کردند و عایشه را متهم کردند. سخن دهان به دهان رسید تا رسول خدا متوجه گشت. رفتارش نسبت به عایشه سرد گشت. خود عایشه هم خبر نداشت. محمد هم بسیار ناراحت بود. علی به او گفت: &quot;ناراحت نباش ای رسول خدا. زن زیاد است. می توانی به جای او زن دیگری بگیری. از کنیزش بپرس. (همین اظهار نظر علی بود که عایشه از او کینه به دل گرفت و این کینه و عقده در جمل سر باز کرد)&quot;. از کنیز پرسیدند که قاعدتا او هم خبر نداشت. سرانجام پس از کش و قوس های فراوان محمد به خانه عایشه رفت و از او خواست حقیقت را بگوید و اگر کار خطایی کرده بگوید و از خدا طلب بخشش کند. عایشه هم چنان به گریه افتاده بود که صدایش در نمی آمد. در این لحظات آیه های ۱۱ و ۱۷-۲۰ سوره ی نور مبنی بر حکم لزوم ۴ شاهد برای اثبات زنا و ۸۰ ضربه شلاق برای آن که تهمت زده است نازل شد و این ماجرا پایان پذیرفت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;(۳) ازدواج در سنین کم (و به خصوص برای دختران در سنین ۱۰ تا ۱۴ سالگی) سنتی متداول بوده است. تا همین ۱۰۰ سال پیش پدران بزرگ ما و اجداد ما همه کسانی بوده اند که زن های بسیار داشته اند. پدر مادربزرگ یکی از دوستان حدود ۲۰ زن صیغه ای و عقدی داشته است! پدر پدربزرگ خود من ۷ زن داشته است. دوستی دارم که به قول خودش یک دِه! فرزندان و نوه های او بودند. پدر پدربزرگ دوست دیگری ۲۴ فرزند از ۸ زن خود داشته است. و مثال های این چنین بسیار است که خود شما هم می توانید شفاها از بزرگان فامیل خود بپرسید. اگر قرار باشد سنتی معمول و مرسوم و رایج را که سالیان دراز به عنوان یک اصل و سرپناه جاری بوده (و همان طور که توضیح دادیم سنتی است فارغ از ارضای تمایلات جنسی و پیوندی است بیشتر اجتماعی و اقتصادی)، هوس بازی نام بگذاریم، اولین نفرات این لیست هوس بازان، پدران و اجداد خود ما بوده اند!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;(۴) المجاهد، ۱۲ دسامبر ۱۹۶۲ و همچنین ALGERIE PAR LE TEXTE 11. خمیستی نخستین وزیر خارجه‌ی الجزایر بر اساس همین توصیه، ازدواج کرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;(۵) اذا کانت عند ارجل امراتان فلم یعدل بینهما جاء یوم القیامه و شقه ساقط&lt;br /&gt;(۶) تزوجوا و لا تطلقوا فان الله تعالی لا یحب الذواقین و لا ذواقات&lt;br /&gt;(۷) ساوو بین اولادکم فی العطیه فلو کنت مفضلا احدا لفضلت النسا&lt;br /&gt;(۸) ما اکرم النسا الا کریم و لا اهانهن الا لئیم&lt;br /&gt;(۹) خیارکم خیارکم لنسائهم&lt;br /&gt;(۱۰) اوصانی جبرئیل بالمراه حتی ظننت انه لا ینبغی طلاقها الا عن فاحشه بینه&lt;br /&gt;(۱۱) رب امراه افقه من رجل&lt;br /&gt;(۱۲) رب امراه خیر من رجل&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;منابع و مآخذ &lt;/strong&gt;:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;۱- زن در چشم و دل محمد. اسلام شناسی. درسهای دانشگاه مشهد. دکتر علی شریعتی ۵۱۴-۵۴۳.&lt;br /&gt;۲- زندگانی محمد. دکتر محمد حسنین هیکل. ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده. انتشارات سوره مهر.&lt;br /&gt;۳- نهج الفصاحه. مترجم و گردآورنده ابوالقاسم پاینده. انتشارات جاویدان.&lt;br /&gt;۴- محمد رسول خدا. پروفسور آنه ماری شیمل. ترجمه‌ی حسن لاهوتی. انتشارات علمی فرهنگی.&lt;br /&gt;۵- عباس محمود العقاد. محمد العبقریه (راه محمد). ترجمه‌ی اسدالله مبشری. &lt;br /&gt;۶- محمد خاتم پیامبران. نشریه حسینیه ارشاد. جلد دوم. دو مقاله‌ی اسلام از دریچه چشم مسیحیان نوشته‌ی مجتبی مینوی و مستشرقین و اسلام نوشته‌ی سید غلام رضا سعیدی.&lt;br /&gt;۷- زن از دیدگاه نهج‌البلاغه. صفات زن در احادیث. ص ۲۵۰.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#000066&quot;&gt;منبع:&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sharghian.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#990000&quot;&gt;شرقیان&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 23:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرار به جلو !</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;فرار به جلو !&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;چند روز پیش آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ابتدای درس خود با انتقاد از برخوردهای تنگ نظرانه وهابیت و اهانتهائی که به مناسبتهای مختلف به زائران حرم امن الهی روا می دارند از آنها دعوت به مناظره نمود و اعلان آمادگی نمودند که در برابر رسانه های دنیا حاضر به گفتگو با وهابیون هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;   &lt;img width=&quot;522&quot; hspace=&quot;0&quot; height=&quot;298&quot; border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/08/289072_orig.jpg&quot; style=&quot;width: 522px; height: 298px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;به گزارش روز چهارشنبه ايرنا ، وي درابتداي درس خارج فقه خود درمسجد اعظم قم ، افزود :&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;اگر آنان ادعاي حقانيت دارند ما حاضر به گفت وگو ومناظره با آنها در برابر همه رسانه هاي دنيا هستيم.&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;وي ادامه داد: اين گفت وگو بايد درسطح هاي مختلف اعم از مفتي اعظم شما با علماي بلند پايه ما و همچنين پايين ترين مقام علمي شما با پايين ترين مقام علمي شيعه انجام شود.&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;اگر چه برخی سایتهای تندرو مذهبی با ایجاد جو روانی دروغین در صدد تحت تاثیر قرار دادن دعوت به مناظره با نوشته هائی سراسر کذب و دروغ سعی در غیر واقعی جلوه دادن دعوت آیت الله مکارم داشتند اما با اطلاعیه دیگری که دفتر ایشان صادر کردند، روند موضع گیری آنها را دچار تزلزل نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;برخی از اهل سنت با دست پاچگی تمام اعلان نمودند که علمای اهل سنت حاضر به مناظره هستند ! و حال اینکه فراموش نمودند که ایشان در روزی که اعلام آمادگی برای مناظره داشتند فرمودند که &lt;strong&gt;مفتی اعظم شما با علمای بلند پایه ما و همچنین پائین ترین مقام علمی شما با پائین ترین مقام علمی ما&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;مع الاسف هنوز خبری از آمادگی مفتی اعظم وهابیت عربستان به گوش نمی رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;نکته جالب در این روزها موضع گیری های عجیب و غریب سایتی تندرو است که متاسفانه بلندگوی اهل سنت ایران شده با سروصداهای بی جا و غیر منطقی سعی دارد که عدم اقبال علمای تراز اول سنی به مناظره با آیت الله را تحت تاثیر قرار دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;همچنان منتظر هستیم که این مناظره تاثیر گذار را ببینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt; پ . ن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;یکم- قبلا هم مناظره ای بین دکتر قزوینی و یکی از علمای اهل سنت رخ داد که با موضع گیری های جالب سنیان برخورد کردیم که سنی های ایران از ترس حکومت نمی توانند در مناظره ها واقعیت را بیان کنند! ( همون تقیه ای که شیعه را به دلیل اعتقاد به آن مورد تمسخر قرار می دادند!) از قدیم گفتند خودش بیار و اسمش را نیار!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;دوم- داد و بیداد کردنهای سنی نیوز هم دیدنی بود از تهمت فساد و فحشا به دختران ایرانی تا فاصله گرفتن جوانان از مذهب تشیع !&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;سوم- از همه باحال تر خبر دستگیری روحانی سرشناس عراقی الاصلی که چند روز پیش در جوار قبور ویران شده بقیع به دلیل مراسم مذهبی ؛ توسط هیئت امر به معروف مدینه بازداشت شده بود ؛ اما این سایت شروع کرد به ساخت سناریوهای آرسن لوپنی!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 14:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی!</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>



&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www1.istockphoto.com/file_thumbview_approve/1789664/2/istockphoto_1789664_old_timer_with_cane.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;گر صبر کنی زغوره حلوا سازی&lt;/span&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;اصلا نوشته ام
راجع به ضرب المثلهای شیرین پارسی نیست&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;بلکه بیان نکته
ای بود...چند روزی است که اوضاع دانشگاهها آرام نیست؛سخنرانی عباس پالیزدار در
همدان که با حواشی جالب خودش همراه بود، عده ای گفتند که این اصلا از حامیان دولت
نیست! برخی هم گفتند که این بنهد خدا را بازداشت کردند! آخر سر هم گفتن با با این
پالیزدار اون پالیزدار نیست!!&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;حالا هم که
افتضاح دکتر مددی در دانشگاه زنجان؛ اگر تمام گزینه های این واقعه را در نظر
بگیریم منتهی به یک نتیجه می شود که این بابا مست و مغرور در جایگاهی که هست بنای
کاری را دارد...لا اقل تا مدتی عقبه علمی خودش را تحت تاثیر قرار خواهد داشت....نمی
دونم چی شده که همه دارند توی این کار از همه سبقت می گیرند وکیل و سردار نداره!هر
کسی به وسع خودش!!!!&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;شاید هم پیش
درآمد 18تیر! کسی چه میدونه!&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;این نوع
برخوردهائی که این دولت به خصوص&lt;span&gt; &lt;/span&gt;نوع
ادبیات تهاجمی، همین واکنشها را خصوصا در ایام خاص در بر می گیرد&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;خدا رحمت کند
همه رفته گان شما؛پدر بزرگ مرحوم من که شناسنامه ای چند سال اول عمرش را در دوره
قجرهای سیر کرده بود و بعد هم پهلویها و نهایتا جمهوری اسلامی ایران؛ آدم خوش
مجلسی بود وقتی شروع به صحبت می کرد گذر زمان را حس نمی کردیم&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;خدا رحمتش کنه؛
چند سال پیش واقعه ها و وضع مردم اون زمان را به قدری زیبا تعریف می کرد که می بردت
به اون فضا؛نظرش راجع به حکومت سوم معاصر خودش یعنی جمهوری اسلامی مساعد بود اما
با کلی انتقاد&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;دوتا تیکه کلام
داشت؛ &lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot;&gt;یکی چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام. و
دیگری&lt;span&gt; &lt;/span&gt;هم گر صبر کنی زغوره حلوا سازی&lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;خوب اون زمان
تحلیلهائی داشت ....&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;اما الان می
بینم که تحلیلهای پدر بزرگ متولد 1299 دور از واقع نبوده؛&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;همیشه می گفت که
باید داخل را به یک موقعیتی از نظر اقتصادی برسانیم تا همه قدرت خرید داشته باشند
و بعد بذل بخشش های خارجی...سریع هم مثال می زد که ما انقلاب کردیم اما این
کشورهای&lt;span&gt; &lt;/span&gt;نٌقلی حاشیه خلیج فارس روزبه روز
پیشرفت می کنند و ...نکته جالبی که می گفت این بود: عربها پول خوبی برای فلسطینیها
خرج می کنند؛ یکی به خاطر همون جریان پان عربیسمی که عبدالناصر راه انداخت و هنوز
ادامه داره...اما هیچ وقت مردمشان اعتراض نمی کنند؛چون که مردمشان در تهیه ما
یحتاج زندگیشون مشکلی ندارند.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;چند روز قبل
داشتم اخبار را می خواندم که به خبر&lt;span&gt; &lt;/span&gt;جالبی
بر خوردم&lt;span style=&quot;color: rgb(148, 54, 52);&quot;&gt; &lt;a href=&quot;http://www.tabnak.ir/pages/?cid=12180&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(148, 54, 52);&quot;&gt;&quot;در پي بروز تورم بي‌سابقه 5
درصدي در فرانسه، شركت نفتي توتال، بخشي از درآمد خود را به خانواده‌‌هاي كم‌درآمد
فرانسوي اهدا مي‌‌كن&quot;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;خیلی جا خوردم؛
توتال یک شرکت نفتی است؛ اما ما یک کشور نفتی هستیم!&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; font-style: italic;&quot;&gt;گر صبر کنی
زغوره حلوا سازی&lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;....پسرم
اصلا آمریکا نیازی نیست به ایران حمله کنند؛ببین توی افغانستان چه وضعی داره (عمرش
دیگه کفاف نداد که عراق را هم مثل بزنه) و با لحن طنز آمیز می گفت گر صبر کنی زغوره حلوا سازی ...این مدلی که این دولتی ها دارن حکومت می چرخونن دیگر نیازی
نیست اون با سرباز بیاد؛وقتی دولتی ها پشتوانه مردمیشون را از دست بدن همونی میشه
که اونها دنبالش هستند.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8703/ImageReports/8703271101/1_8703271101_L600.jpg&quot; /&gt;          &lt;br /&gt;حالا هم گمانم
همین باشه؛تا حالا شده که رئیس جمهور جائی بره و از دزد و قاتل حرف نزنه؟ شده تا
حالا توی یک جمعی بشینه و هی نگه من دارم نخ می کشم&lt;span&gt; &lt;/span&gt;و از پنجاه جا صدا در بیاد و ....&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;این مدلی داد و
بیداد کردند هیچ فایده ای ندارد به جز اینکه اون مافیا و باندهای عجیب و غریب
اقتصادی برای اینکه اعلان وجود کنند جو را به هم بریزند؛طبیعی هست؛ هرکسی که تهدید
میشه کاری را می کنه که تهدید کننده بی عرضه جلوه کنه.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;                         &lt;img src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8608/Images/jpg/A0351/A0351018.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;اما این وسط
بنده و شما هستیم که دودش چشمانمان را آزار میده&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;خدا آخر عاقبت
همه را به خیر کنه؛بوهای خوبی به مشام نمیرسه؛نظر شما چیه؟ &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Mon, 16 Jun 2008 11:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هاشمی و دیگر هیچ !</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>
&lt;link rel=&quot;File-List&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Hossein\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_filelist.xml&quot; /&gt;&lt;link rel=&quot;themeData&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Hossein\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_themedata.thmx&quot; /&gt;&lt;link rel=&quot;colorSchemeMapping&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Hossein\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_colorschememapping.xml&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:TrackMoves/&gt;
  &lt;w:TrackFormatting/&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:DoNotPromoteQF/&gt;
  &lt;w:LidThemeOther&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;
  &lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
  &lt;w:LidThemeComplexScript&gt;FA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
   &lt;w:SplitPgBreakAndParaMark/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignCellWithSp/&gt;
   &lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignInTxbx/&gt;
   &lt;w:Word11KerningPairs/&gt;
   &lt;w:CachedColBalance/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
  &lt;m:mathPr&gt;
   &lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBinSub m:val=&quot;--&quot;/&gt;
   &lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot;/&gt;
   &lt;m:dispDef/&gt;
   &lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot;/&gt;
   &lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot;/&gt;
   &lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot;/&gt;
   &lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot;/&gt;
   &lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot;/&gt;
   &lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot;/&gt;
  &lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
  DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
  LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot;/&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:&quot;Cambria Math&quot;;
	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:roman;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:Calibri;
	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:&quot;B Koodak&quot;;
	panose-1:0 0 7 0 0 0 0 0 0 0;
	mso-font-charset:178;
	mso-generic-font-family:auto;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-unhide:no;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin-top:0cm;
	margin-right:0cm;
	margin-bottom:10.0pt;
	margin-left:0cm;
	text-align:right;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-fareast-theme-font:minor-latin;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
a:link, span.MsoHyperlink
	{mso-style-priority:99;
	color:blue;
	mso-themecolor:hyperlink;
	text-decoration:underline;
	text-underline:single;}
a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed
	{mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	color:purple;
	mso-themecolor:followedhyperlink;
	text-decoration:underline;
	text-underline:single;}
.MsoChpDefault
	{mso-style-type:export-only;
	mso-default-props:yes;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-fareast-theme-font:minor-latin;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
.MsoPapDefault
	{mso-style-type:export-only;
	margin-bottom:10.0pt;
	line-height:115%;}
@page Section1
	{size:595.3pt 841.9pt;
	margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;
	mso-header-margin:35.4pt;
	mso-footer-margin:35.4pt;
	mso-paper-source:0;
	mso-gutter-direction:rtl;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
	mso-para-margin-top:0cm;
	mso-para-margin-right:0cm;
	mso-para-margin-bottom:10.0pt;
	mso-para-margin-left:0cm;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(153, 0, 51);&quot;&gt;هاشمی و دیگر هیچ !&lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;                    &lt;img hspace=&quot;0&quot; vspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/06/369333_orig.jpg&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;از زمان شروع سفر &lt;a href=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/06/368935_orig.jpg&quot;&gt;آیت
الله هاشمی رفسنجانی به عربستان&lt;/a&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;به
صورت وسواسی اخبار این سفر را دنبال می کردم،اگرچه سیما خیلی اقبالی به این سفر
نشون نداده بود، قدری که خارجی ها سفر ایشان را تحلیل می کردند داخلی ها خیلی بها
ندادن و ...&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;بگذریم &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;یادم هست در سفر سال 1378 ایشان واقعه خوبی اتفاق
نیفتاد و امام جمعه مسجد النبی حرمت میهمان را نگه نداشت و هر چی که دلش خواست
گفت؛ &lt;a href=&quot;http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=53429&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;آقای هاشمی هم از جا بلند شدند&lt;/a&gt; و به عنوان
اعتراض محل را ترک کردند. البته چهار دیواری اختیاری؛ اما میهمان در تمام فرهنگها
خصوصا فرهنگ شرقی دارای اهمیت و اعتبار هست و به عبارتی مهمان حرمت دارد البته
دولت سعودی هم سریع موضع گرفت و برای مدتی حذیفی امام مسجد النبی را تنبیه کرد تا
قدری دلجوئی کند...&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;این سفر در ایام فاطمیه انجام شد، من که منتظر
برخودهایی بودم؛ چرا که سابقه این نوع تلافی کردن ها را به چشم خودم سال 1381 در
مدینه دیدم؛آن زمان آقای مهندس عارف معاون اول رئیس جمهور خاتمی؛ به سفر زیارتی
آمده بود، ایرانی ها هم طبق معمول&lt;span&gt; &lt;/span&gt;روزها
در بقیع&lt;span&gt; &lt;/span&gt;جمع شده بودند تا زیارت قبور
ویران شده بقیع را از پشت میله ها بخوانند...گویا بین یک جوانی و یکی از آخوندهای
وهابی در گیری لفظی شده بود که داشت کار به جای باریک می کشید که به خیر گذشت ،
اما 5 روزی که از اقامتمان در مدینه مانده بود را بد جوری سر کردیم ؛ فردای اون
روز در گیری در بقیع؛ سعودیها قسمت ورودی باب جبرئیل (قسمتی که معروف به درب خانه
حضرت زهرا-س-)  &lt;span&gt; &lt;/span&gt;را بستند آن هم به دلیل حضور
آقای عارف! &lt;a href=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/06/369340_orig.jpg&quot;&gt;(همین
جائی که آقای هاشمی ایستاده)&lt;/a&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;اگر چه یکی از هم سفرهامون بعد از نماز یک دفعه با
صدای بلند به ایشون اعتراض کرد....&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 150%;&quot;&gt;اما....&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;همین که روز شهادت&lt;span&gt; &lt;/span&gt;در سایتها عکس &lt;a href=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/06/369335_orig.jpg&quot;&gt;زیارت
شبانه آقای هاشمی&lt;/a&gt; را دیدم فهمیدم که این سفر با سفرهای دیگر فرق دارد،&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;به قول خودمون شام غریبان را در بقیع عزاداری کردند
و نکته جالب اینکه &lt;a href=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/06/369336_orig.jpg&quot;&gt;هر
ایرانی&lt;/a&gt; که آمده بودن پشت دیوارهای بقیع از ترس آخوندهای وهابی آهسته زیارت
کنند و عزاداری، با گفته ایشان وارد بقیع شدند&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;نوع برخورد آیت الله هاشمی برای من جالب است در
عین اینکه سعی می کند مخالفین را به هم نزدیک کند اما از اصولی که برایش مهم است
پا عقب نمی گذارد،اگر چه این آزادی برای زیارت آن هم در عربستان را باید مرهون
تلاشهای آقای هاشمی دانست و قدرت تاثیر گذاری ایشان بر سیاست مداران خارجی.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;البته فراموش نکنیم که برخی اندک از ایرانیها هم
توی زیارت کارهای عجیب و غریبی می کنند که تعجب آور است، و همین برای دادن بهانه
به دست تند روهای وهابی &lt;span&gt; &lt;/span&gt;کافیه؛ هر قومی یک
سری استثنائاتی داره دیگه!&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;انشالله که آقای هاشمی رفسنجانی همیشه در کارهایش
موفق باشد و دو کشور ایران و عربستان اختلافاتشان را علنی و رسانه ای نکنند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Mon, 09 Jun 2008 13:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اذیت فاطمه اذیت رسول الله....</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;*فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبني *&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فاطمه پاره تن من است هر کس که او را آزار دهد من را آزار داده(1)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قال رسول الله (ص):&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;*یا فاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک*&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فاطمه؛ غضب تو غضب خداست و رضایت تو رضایت خداست.(2)&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;*فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْر، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ* &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;فاطمه دختر رسول الله (ص) از ابوبکر ناراحت بود و این ناراحتی تا رحلت ایشان ادامه داشت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;(3)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;*فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْر فِي ذَلِكَ - قَالَ - فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ* &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فاطمه را در حالی که از دست ابوبکر غضبناک بود با او صحبت ننمود تا از دنیا رفت(4)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;*فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ* (5)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پی نوشتها:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;1- صحيح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليهوسلم . &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;و4/219، (ص 717، ح 3767) كتاب فضائل الصحابة، ب 29 ـ باب مَنَاقِبُ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;حدثنا أبو الوليد حدثنا ابن عيينة عن عمر و ابن دينار عن ابن أبى مليكة عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبني». &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;2- مستدرک الصحیحین ج3 صفحه153/اسدالغابه ج5 ص522/کنزالعمال ج7 ص111/میزان الاعتدال ج2 ص72/ذخایرالعقبی ص39&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;3-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;صحيح البخارى: 4/42، ح 3093، كتاب فرض الخمس، ب 1 ـ باب فَرْضِ الْخُمُسِ .&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;4-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;صحيح البخارى: 5/82، (ص 802 ح 4240) كتاب المغازى،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ب 38 ـ باب غَزْوَةُ خَيْبَرَ. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;صحيح مسلم: ج 5، ص 154، ح 4471، كتاب الجهاد والسير (المغازى )، ب 16 ـ باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم، ج لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;5-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;صحيح البخارى، ج 8، ص 3، ح 6726، كتاب الفرائض، ب 3 ـ باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ .&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;6- در برخی کتب انما هی ثعاله شهیدها ذنبها آمده (که العیاذ بالله فاطمه-س-روباهی است و شاهدش دمش است اعیاذبالله علی-ع-)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;7- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ج16 ص214&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;8- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ج16 ص215&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 12:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشاور شاه:تو ارزش نداری كه من با تو صحبت كنم!</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/b/be/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA.jpg&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://hezbemihan.org/Mihan/Bild/P%201%202.JPG&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/b/be/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA.jpg&quot;&gt;ارتشبد
حسين فردوست&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;در
جلد اول كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوي راجع به يكي از جاسوسان انگليس در دربار
محمد‌رضا پهلوي اطلاعات جالبي ارائه كرده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;پرون كسي بود كه از زمان
تحصيل محمد‌رضا پهلوي در سوئيس، به عنوان «مستخدم» و «باغبان» در اطراف وي بود. او
تا 1340 ـ زمان مرگ خود ـ گزارش محرمانه تحولات دربار را به سفارت انگليس مي‌داد.
در كتاب فرودست مي‌خوانيم&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.rezashah.nl/images/rz_protrait.gif&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;رضاخان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; علناً از &lt;b&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot;&gt;پرون&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;
بدش مي‌آمد. هرگاه به كاخ وليعهد مي‌آمد، مي‌پرسيد كه ‌آيا اين ارنست پرون در
ساختمان است يا نه؟! اگر بود به ساختمان نمي‌آمد و نمي‌خواست با وي مواجه شود.
يكبار به محمد‌رضا گفت: «اگر من پرون را در باغ نزديك خودم ببينم طوري او را مي‌زنم
كه جان سالم به در نبرد!» وليعهد هم مسئله را به پرون گفت و او پاسخ داد كه سعي مي‌كنم
طوري رفت و آمد كنم كه از يكي دو كيلومتري شاه رد شوم! به هر حال، يكبار پرون اشتباه
كرد و به محل قدم زدن رضاخان در كاخ سعد‌آباد نزديك شد و شاه او را ديد و با عصا
دنبالش كرد. پرون نيز كه جوان بود از لاي درخت‌ها فرار كرد و جان سالم به در برد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;!&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;يك روز وليعهد به من گفت از
پدرم پرسيدم اين چه دشمني است كه شما با پرون داريد؟ و او پاسخ داد كه پرون جاسوس
مسلّم انگليس است،&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot;&gt;نفرت رضاخان از پرون به علت
نمودهاي رفتار هم‌جنس‌گرايانه پرون بود و رضاخان با شمّ قوي خود و تجربه زندگي
قزاقيش اين حالت را در پرون حس كرده بود و طبيعي بود كه به عنوان يك پدر از مجاورت
او در كنار پسرش نفرت داشته باشد. اين رفتار پرون بعدها براي همه محرمان دربار
محمد‌رضا پهلوي آشكار شد. پرون به تشكيل يك باند هوموسكسوئل از نزديك‌ترين دوستان
شاه دست زد&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;فردوست در جاي ديگر كتاب
ظهور و سقوط سلطنت پهلوي (ص 188) مي‌نويسد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;پرون تقاضاهايش را از محمد‌رضا
با خشونت مطرح مي‌كرد و هر چه مي‌خواست بايد انجام مي‌شد... پرون رفت و آمد علني
به سفارتخانه‌هاي انگليس (بويژه)، سوئيس و فرانسه داشت. پرون گاه حتي در حضور من نيز
با محمد‌رضا با چنين لحني صحبت مي‌كرد. اگر او موردي را نمي‌پذيرفت، مي‌گفت:&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot;&gt; «بايد بكني، وگرنه نتايج ‌آن را خواهي ديد!» &lt;/span&gt;محمد‌رضا
براي اينكه از شر پرون خلاص شود و يا براي اين كه توهين بيشتري نشنود مي‌پذيرفت و عليرغم
اين توهين‌ها، همواره درمقابل پرون حالت تسليم داشت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;تسلط پرون بر محمد‌رضا
قدرت او نبود، بلكه ضعف مهم محمد‌رضا بود كه در تمام طول سلطنتش وجود داشت و من
اين روحيه را كاملاً مي‌شناختم&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;رفتار پرون با محمد‌رضا بي‌پروا
و بسيار زننده شده بود. گاه با همين صراحت به محمد‌رضا مي‌گفت:&lt;i&gt; «تو ارزش نداري
كه من با تو صحبت كنم!» &lt;/i&gt;اوايل من انتظار داشتم كه محمد‌رضا در مقابل چنين
توهيني خجالت بكشد و دستوردهد كه او را سوار هواپيما كنند و به سوئيس بفرستند؛ ولي
با تعجب مي‌ديدم كه محمد‌رضا سكوت مي‌كرد و گاه تنها چند‌روزي قهر مي‌كرد. به خود
مي‌گفتم كه اگر به جاي محمد‌رضا بودم با يك دستور كه «از اتاق برو بيرون و ديگر نبينمت»
خود را از شر پرون خلاص مي‌كردم. ولي محمد‌رضا چنين نمي‌كرد. در طول ساليان متمادي
اين رفتار پرون و محمد‌رضا برايم عادي شد و ديگر تعجب‌آور نبود&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://irdc.ir/images/article/article-big-070913153739-999.jpg&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ثريا اسفندياري&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;همسر دوم شاه در خاطرات مي‌نويسد: «دشمن ديگري كه
زندگي را از همان روز اول ازدواج به من تلخ كرد مردي بود سوئيسي به نام ارنست پرون&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;. &lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ارنست پرون در سال 1961 فوت
كرد و به اين ترتيب تمام اسرارش را با خود به گور برد. در بيان اوضاع دربار سلطنتي
ايران همين بس كه حتي من،‌ به عنوان ملكه كشور و زن شاه، نتوانستم از كار اين
باغبان سابق سوئيسي و يار غار شاه سردربياورم. &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;پرون روحيات زنانه داشت.
ولي تنها پس از به قدرت رسيدن محمد‌رضا بود كه به طور صريح خود را به عنوان يك
همجنس‌باز تمام عيار، كه رل زن را بازي مي‌كرد، علني ساخت. او هر روز صبح آنچه را
كه در شب برايش اتفاق افتاده بود براي محمد‌رضا تعريف مي‌كرد. چون اكثراً اين
حوادث شبانه با دردسرها و گرفتاري‌هايي توأم مي‌شد و پرون با آب و تاب تعريف مي‌كرد،‌
محمد‌‌رضا مانند يك قصه با علاقه گوش مي‌داد. پرون با فرد معيني رابطه نداشت و هر
شب يك نفر را در سطح عمله و كارگر پيدا مي‌‌كرد و پول كلاني به او مي‌داد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;پرون خانه‌اي اجاره كرده
بود كه در آن با يك سوئيسي ديگر شريك بود. اين فرد رئيس قسمت بازرگاني سفارت سوئيس
در ايران بود و از حدود سال 1315 تا سال 1355،‌يعني تا مرگش، در ايران بود و در
همان شغل كار مي‌كرد. به گفته‌ي پرون او نيز همجنس باز بود. اين دو هيچ كدام زن
نداشتند و ازدواج نكردند. تقي امامي، كه پرون او را به دربار آورد و به محمد‌رضا و
فوزيه نزديك كرد،‌ نيز طبق گفته پرون به من، همجنس باز بود. يكي دو سال بعد از امامي،
پرون اميرعلائي را به دربار آورد و بعداً به من گفت كه وي نيز رفيق جنسي اوست&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;به هر حال، ارنست پرون [در
سال 1340] مرد و دكتر عبدالكريم ايادي، كه مدتها جزء دوستان محمد‌رضا بود، جاي او
را گرفت. نقش ايادي تا انقلاب ادامه ياف&lt;b&gt;&lt;i&gt;ت.&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Jun 2008 16:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هرزگی های دربار</title>
<link>http://hosseini360.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>

&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;هرزگی های اطرافیان پهلوی....&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.gigaimage.com/images/ok00ir664whznikvzgop.jpg&quot; /&gt;اكثر اعضاي خانواده سلطنت و
مقامات سطح بالاي كشور به گونه‌اي زندگي مي‌كردند كه حداقل مي‌توان گفت روش آنها
نه تناسبي با دستورات مذهب رسمي كشور داشت و نه قابل تطبيق با اصول اخلاقي بود&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo88_1.jpg&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;شاه به
تحريك اميراسدالله علم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: normal; font-style: normal;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; (وزير دربار)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; و مفت‌خورهايي كه علم را در محاصره داشتند، دستور داد چند كازينوي
قمار و تفريحگاه در ايران احداث شود. علت آن هم چنين توجيه شد كه: وجود اينگونه
مراكز براي جلب شيوخ ثروتمند خليج [فارس] لازم است و براي احداث آنها هم انگيزه‌هاي
سياسي و اقتصادي بيشتر مد‌نظر قرار دارد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;به دنبال اين دستور، انواع و
اقسام قمارخانه در شهرهاي مختلف كشور ظاهر شد، كه در اكثر آنها نيز اعضاي خانواده
شاه به نحوي مشاركت داشتند. پس از چندي، جزيره كيش هم با خرج مبالغ هنگفت و اختلاس
از خزانه مملكت تبديل به تفريحگاهي شد كه ميلياردرها بتوانند از آن براي گذراندن
دوره تعطيلات خود استفاده كنند و چنين شايع بود كه شركت هواپيمائي ايرفرانس در
پروازهائي كه با هواپيماي كنكورد به اين جزيره دارد هميشه تعدادي زنان برچين شده
از سوي &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;مادام
كلود» معروفه را از پاريس به كيش مي‌آورد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;با توجه به اينكه اسلام، صرف
الكل و قماربازي را تحريم كرده، طبيعي است كه دست‌زدن به اقداماتي نظير تأسيس
قمارخانه و تفريحگاههايي مثل كيش مي‌توانست صدمات فراواني به وجهه شاه و خانواده
سلطنتي در بين مردم ايران وارد آورد و در اين مورد شايعه‌اي نيز بر سر زبانها بود
كه والاحضرت‌ اشرف مبالغ هنگفتي را در يكي از كازينوهاي خارجي باخته است. بعضي‌ها
هم مي‌گفتند كه والاحضرت شمس از اسلام روگردانده و به مذهب كاتوليك گرويده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;***&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/raji-parviz.jpg&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;پرويز راجي&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; آخرين سفير شاه در لندن دركتاب خاطرات خود به نام «خدمتگزار تخت
طاووس» (چاپ 1340، ص 40) مي‌نويسد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;امشب (25 آذر 1355) شام
ميهمان لرد «وايدن فلد» بودم، كه در منزل او جمعي از دوستان انگليسي هم حضور
داشتند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;خانم «ميلفورد
ـ هاون» كه از ميهمانان بود، تعريف مي‌كرد: چند سال قبل در ضيافت شام سفارت ايران
كه به افتخار ورود &lt;a href=&quot;http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo97_1.jpg&quot;&gt;هويدا
نخست‌‌وزير&lt;/a&gt; برپا بود شركت داشت و هويدا را مردي يافت كه در او جاذبه‌ي چنداني
براي جلب زنان ديده نمي‌شود. و بعد هم اضافه كرد: «به نظر من اينطور رسيد كه رفتار
هويدا مي‌تواند بيشتر مورد توجه مردان قرار بگيرد!». كه چون با گفتن اين حرف،‌ حالت
ناخوشايندي بر مجلس حكمفرما شد،‌ من بلافاصله به جوابگوئي برخاستم و گفتم: «گرچه
هويدا مردي نيست كه چشمش به دنبال زنها باشد‌، ولي اطمينان دارم كه او انحراف
ادعائي شما را ندارد&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;»&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;خانم
«ميلفورد ـ هاون» پرسيد: «شما از كجا به اين موضوع پي برده‌ايد؟» و موقعي كه جواب
دادم: «براي اينكه حدود 12 سال زير دستش كار مي‌كردم»، او بلافاصله آهي كشيد و من
واقعاً نفهميدم كه آيا توانسته‌ام او را متوجه طبيعي بودن هويدا بكنم يا نه؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;***&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;«ويليام شوكراس»&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; در كتاب «آخرين سفر شاه» (ص 122 و 123) وضع سفارت ايران در واشنگتن
در زمان شاه و سفير او يعني &lt;a href=&quot;http://i28.tinypic.com/2ihmpvs.jpg&quot;&gt;اردشير
زاهدي&lt;/a&gt; را چنين تشريح مي‌كند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;«...هميشه به پنجره‌هاي سفارت ايران در واشنگتن، قوطي‌هاي خاويار و
بطري‌هاي شامپاين و بسته‌هاي كادو آويخته بود و تمام شهر به او تملق مي‌گفتند تا
اين كه انقلاب، همه اينها را از زير پايش جارو كرد. آنگاه اعمال نفوذهايي كه كرده
بود، بيش از ريخت و پاش‌هايش نقل مجالس و محافل شهر گرديد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;در واشنگتن اردشير زاهدي نقش
يك الواط شيفته خوشگذراني را بازي مي‌كرد كه سيل اغذيه لذيد و اشربه گرانبها را به
حلق قدرتمندان و سرشناسان سرازير مي‌كرد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;او يك
نمايشگر افسانه‌اي بود كه از بوسيدن &lt;a href=&quot;http://www.harrywalker.com/photos/Kissinger_Henry.jpg&quot;&gt;هنري كيسينجر&lt;/a&gt; و
ليزامينلي و اندي وارهول و اليزابت تيلور به يك اندازه لذت مي‌برد. اليزابت تيلور
يكي از مشهورترين معشوقه‌هاي بي‌شمارش بود&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;هيچ‌جايي پر ريخت و پاش‌تر
از سفارت ايران در خيابان ماساچوست با سقف گنبدي آينه‌كاري و پرده‌هاي ابريشمي
مجلل و قالي‌هاي گرانبها وجود نداشت كه تالار آن به وسيله شخصيت پرشر و شور زاهدي
ميزبان اين ضيافت‌ها، گرم و گيرا مي‌شد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ساعتهاي مچي طلا و خاويار و
شامپاين و زنان زيبا بخشي از بذل و بخشش‌هاي بي‌حساب &lt;a href=&quot;http://farm2.static.flickr.com/1230/817646695_9ed11a0fb1.jpg?v=0&quot;&gt;زاهدي&lt;/a&gt;
به مهمانان او بود&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;زاهدي ... بدون موفقيت زياد
كوشيد دانشجويان تندروي ايراني را قانع سازد كه به جاي تظاهرات عليه شاه، بايد از
او پشتيباني كنند... &lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot;&gt;او به جمعي از دانشجويان گفت كه
ارتقاء او به مقام سفارت نشان مي‌دهد كه چه فرصتهاي بزرگي براي جوانان در ايران
وجود دارد. يكي از جوانان جواب داد: «آري، ولي شاه فقط يك دختر دارد.» با توجه به
اينكه زاهدي داماد شاه بود جمله مزبور كنايه دقيقي بوده است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(192, 0, 0);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;***&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.iichs.org/docImages/O_Ahmad_Nafisi.jpg&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;احمد
نفيسي&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; از
شهرداران تهران در عصر پهلوي دوم (از خرداد 1341تا مهر &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;1344&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;در خاطرات خود كه در (فصلنامه تاريخ معاصر
ايران، سال دوم، شماره 8، ص 285) منعكس است مي‌نويسد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;«زماني كه در سازمان برنامه بودم &lt;b&gt;&lt;a href=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/c/cb/Jamshid_Amouzegar.jpg&quot;&gt;جمشيد
آموزگار&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; وزير كار شده بود. يك روز به من تلفن كرد كه به او سري بزنم چون
كار فوري داشت. وقتي به ديدنش رفتم، گفت: دنبال يك معاون براي وزارت كار مي‌گردم.
كساني را كه براي اين كار مناسب مي‌شناسي به من معرفي كن. من چند نفر كه مي‌شناختم
به او معرفي كردم. مشير يزدي، فتح‌الله معتمدي، آريانا و دكتر بهرامي را به او
معرفي كردم. گفت: همه اينها را مي‌شناسم حالا من يك نفر را انتخاب كردم. ببين مي‌پسندي
يا نه؟ و بلافلاصله عطاءالله خسرواني را كه رئيس دفترش بود زنگ زد تا بيايد.
خسرواني وقتي در را باز كرد همان جا در برابر او و من چنان تعظيمي كرد كه سرش به
زانوانش رسيد. آموزگار خيلي بد دهن بود. به طرزي زننده و خشن به او گفت: يك نامه‌اي
ديروز دستت دادم و گفتم رسيد بايد صادر شود مثل اين كه هنوز آن را نفرستاديد.
خسرواني مجدداً تعظيم كرد و گفت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;قربان من چنين نامه‌اي نديدم. گفت: چطور
نديدي، چشمت كجا بود؟ خسرواني گفت: قربان اجازه مي‌فرماييد بروم نگاهي كنم و
برگردم. سپس تعظيم كرد و رفت. جمشيد رو به من كرد و خنديد و گفت: من هرگز نه نامه‌اي
به او داده بودم و نه چيزي از او خواسته بودم. من چنين معاوني مي‌خواهم كه تعظيم
كند و هر چه مي‌گويم تأييد كند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;»&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 04 Jun 2008 15:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseini360&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>hosseini360</dc:creator>
<guid>http://hosseini360.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
